عید سال ۱۳۸۶ مبارک باد
اسفند ۲۵م, ۱۳۸۵
|
|
|
به قول سعدی شیرازی برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز |

اسفند ۲۵م, ۱۳۸۵
|
|
|
به قول سعدی شیرازی برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز |

اسفند ۲۴م, ۱۳۸۵
|
ما ایرونی ها تا وقتی که بر خلاف آباء و اجدادمون صرفا مصرف کننده فرهنگیم، نه تولید کننده، چاره ای نداریم جز این که سر فیلم سیصد توسری خور باشیم و واسه درخواست لوگوی نوروزی گوگل یا نوبل ادبیات، دریوزه. یکی از محصولات فرهنگی اجدادمون شطرنجه و همه اولین درس شو از بریم: بهترین دفاع، حمله است. واسه حمله (افزایش سهم ایران در فرهنگ معاصر جهان) نمی تونیم روی ایرونی های داخل حساب کنیم، چون چارچنگولی مشغول دفاع از چیزهای واجب ترند: آزادی بیان، حقوق زنان و سد سیوند. پس می مونیم ما دو سه میلیون ایرونی “اون ور آب”. اگه از این جمع “وطن دوست و فرهنگ پرور”، صد هزار نفر روزی بیست و هفت سنت، آره فقط بیست و هفت سنت، بریزن توی قلک، آخر سال یه صندوق ده میلیون دلاری خواهیم داشت. با این پول می تونیم یه کارهای موثری بکنیم: هزینه تحصیل ایرونی های بااستعداد رو بدیم، به هنرمندهای توانا سفارش کار بدیم، واسه شون نمایشگاه بذاریم، آثار تاریخی مونو از زیر چکش حراج نجات بدیم و… فقط لازمه چهار پنج تا آدم فرهنگ دوست و معتمد مدیر صندوق بشن که می تونه کاملا انتفاعی و سودده باشه. ما ایرونی های مقیم خارج اکثرا دو دسته ایم: یا خلاقیت داریم یا پول. دسته دوم می تونن با پولشون زیر پروبال آدمهای خلاق کشورمونو بگیرن. وگرنه فقط دو راه داریم: یا عربده بکشیم و شیطنت اینترنتی بکنیم تا مردم دنیا از روی ترس و به پاس “امپراتوری فراموش شده” بهمون احترام بذارن، یا مثل دوستانمون از موزه لوور اعتبار فرهنگی ملل دیگه رو بخریم برگرفته از: حاجی کنزينگتون |

اسفند ۵م, ۱۳۸۵
Rageh Inside Iran
Rageh Omaar embarks on a unique journey inside what he describes as one of the most misunderstood countries in the world, looking at the country through the eyes of people rarely
heard - ordinary Iranians. It took a year of wrangling to get permission to film inside Iran but the result is an amazing portrayal of an energetic and vibrant country that is completely different to the usual images seen in the media.
A country of contrasts
Rageh soon discovers that Tehran is a complex place and uncovers a city of extremes of wealth and poverty, where some people survive on less than a dollar a day and others shop till they drop in glitzy shopping malls. Iran is a country that bans women from riding motorcycles but where ۶۰ per cent of the student population is female. It is also a youthful place, with two thirds of Iran’s ۷۰ million population under the age of ۳۰.
Local stories
Rageh meets with local people to hear their personal stories and feelings about the current state of affairs in Iran. There are stories of taxi drivers, wrestlers, business women, people working with drug addicts and the country’s leading pop star and his manager - the ‘Simon Cowell’ of Iran. Rageh Inside Iran transcends images of angry demonstrations and burning flags to reveal a country that isn’t without its problems but which is also fascinating, dynamic and hospitable.
